فاطمه جان احمدى
148
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
املاك ، هم به فقيهان و مدرسان و هم به طالبان علم براى گذران معاش خود داده مىشد . « 1 » آنچه در رونق اين مدارس مؤثر واقع شد تعيين كمكهزينههاى ثابت براى دانشجويان و اعطاى تسهيلات آموزشى به آنها بود . عمادالدين اصفهانى مىنويسد : در هر شهرى كه نظام الملك مرد دانشمندى مىيافت ، بىدرنگ مدرسهاى براى او مىساخت تا در آنجا به تدريس بپردازد و درآمدى از وقف بدان اختصاص مىداد و آن را به كتابخانهاى مىآراست . « 2 » به روايت منابع ، نظاميه بغداد قرنها بعد از حمله مغول ( 656 ق ) پابرجا بود ؛ چنان كه مستشرق انگليسى ، لسترنج بر آن است كه نظاميه بغداد تا قرن چهاردهم ميلادى همچنان بر پا بود . متأسفانه در سالهاى اخير هيچ نشانهاى از اين مدارس باقى نمانده است و آثار آنها بهكلى از ميان رفته است . نويسنده عراقى ، محمود شكرى الآلوسى در تأييد اين مطلب مىنويسد : نه ما ، نه پدرانمان هيچ نشانى از بقاياى اين مدرسه نيافتيم . به جز خرابههاى بخشى از مناره مسجد - كه از سرگذشت اين بناى عظيم علمى شِكوه مىكند - چيز ديگرى بر جاى نمانده است . « 3 » از مجموع اطلاعات نظاميهها در كتابهاى تاريخى مىتوان ويژگىهاى مدارس آن را در موارد ذيل خلاصه نمود : 1 . تخصصى بودن مدارس در علوم خاص چون فقه و اصول فقه شافعى . 2 . برخوردارى از معمارى زيبا ، استفاده از مصالح عالى ، تزئينات برجسته و اثاثيه مرغوب . 3 . دارا بودن املاك و موقوفات بسيار . 4 . بهكارگيرى استادان ممتازى چون غزالى ، امامالحرمين جوينى ، شيخ ابواسحاق شيرازى و ابونصر بن صباغ . 5 . داشتن اماكن رفاهى ( آشپزخانه و غذاخورى ، خوابگاه ، مركز خريد ، حمام و . . . ) . 6 . اعطاى شهريه به دانشجويان .
--> ( 1 ) . ابنجبير ، سفرنامه ، ترجمه پرويز اتابكى ، ص 279 . ( 2 ) . عمادالدين اصفهانى ، دولة آلسلجوق ، ص 234 . ( 3 ) . آلوسى ، بلوغ الارب فى معرفة احوال العرب ، ج 3 ، ص 135 .